مسافرِ کوچولو 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


neda farsi


نویسندگان
neda farsi
 

آرشیو من
دی ۸٩
خرداد ۸٩
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
شهریور ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
بهمن ۸۳
آذر ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
 

temp-designer

 

 

سه‌شنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٩

اگه یه عاشق ...

 

اگه یه عاشق تو دنیا باشه منم منم منم
اون که نمی خواد عشق و ببازه منم منم منم
اون که تو چشماش صد قصه داره تویی تویی تویی
اون که از این عشق صد گله داره منم منم منم
حالا اونی که یه بی قراره چشماش همیشه در انتظاره
طاقت نداره طاقت نداره منم منم منم
اون که لحظه هاش براش یه ساله
دل کندن از تو براش محاله
نیستی ببینی الان چه حاله منم منم منم

کاش اون زمانی که میای دل از تو سیر نباشه
شراره های عشق ما خاموش و پیر نباشه
ما با گذشته های عشق هر دو غریبه باشیم
واسه پشیمونی تو یه لحظه دیر نباشه

حالا اونی که یه بی قراره چشماش همیشه در انتظاره
طاقت نداره طاقت نداره منم منم منم
اون که لحظه هاش براش یه ساله
دل کندن از تو براش محاله
نیستی ببینی الان چه حاله منم منم منم،منم منم منم

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




سه‌شنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٩

خلوت قدیمم

 

چقدر اینجا غمگینه ..

بعد از کلی وقت اومدم یه سری به خلوت قدیمم بزنم دیدم بد جور خاک روش نشسته شروع کردم اول ایینه وجودش رو پاک کنم که یهو خشکم زد اونی که تو اینه دیدم خیلی عوض شده ..

اول ترسیدم نگاش کنم ولی یکم که دقیق شدم دیدم باید باهاش کنار اومد ..

سعی کردم بهش نزدیک شم ولی ازم دور شد ..

با خنده شیطنت امیزی بهم گفت : من دیگه تنها نیستم هم سفر دارم ..

خوب که بهش نگاه کردم دیدم هنوز ...

 

 

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




سه‌شنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸۸

گم شدم

 

میگفت گم شدم ...

رفت یا هست نمیدونم فقط میدونم گم شد

تو زیبا ترین روزاش گم شد

وقتی دیدمش از زیبایی شقایق گفت

از طلوع غروب خورشید گفت

نفهمیدم برای چی خندید

اشگش رو با اب رودخونه شست و گفت گم شدم

دوید به سمت کوه و دیگه ندیدمش گم شد ...

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




پنجشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸۸

خیلی وقته

 

 

سلام

خیلی وقته که هیچی ننوشتم دلم برات تنگ شده بود

چه تنهاچه ساکت کز کردی تو اینجا .  مسافر کوچولو هنوز زنده س ولی خیلی وقته که از هند اومده ایران .راسی دیگه نمی خنده ولی اینم بگم دیگه تنها نیس یکی پیدا شده میگه میییگه میخوام هم سفرت باشم گفته میخوام شریک غمت باشم گفته میخوام هم دمت باشم ولی داره یکم این دست و اون دست میکنه . دوستش دارم ولی اگه دیر بجمبه شاید دوباره با مار هم صحبت شم . دلم برای سیارم تنگ شده ...

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




چهارشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٧

دلم خیلی گرفته

 

salam dosjon ...

be hamin zodi 4 sal gozasht , yadete avala ke pamo gozashtam to in keshvare gharib nemitonestam farsi tip konam va majbor bodam ke pinglish benevisam alan ham majbor shodam ... dosjon delam kheyli gerefte , yadame vaghti dashtam miuomadam hend dos nadashtam biam to in ghorbat , vali hala ke bayad beram iran dige nemitonam , delam vaseye in roza kheyli tang mishe , bangalor piram kard vali mano shifteye khodesh kard,behtarinha va bad tarin haro peyda kardam ,., behtarin tajrobehaye zendegim ro be dast ovordam ..in webloge sakhtam ke az safaram benevisam vali kam ovordam ... to in chand sale akhir hichi joz chandta sher naneveshatm , garche shera khabar az hale zaram midad vali khob , hichi be pay dardo del nemirese, yadam miuad vaghti ke pamo az iran gozashtam biron in weblog koli khanande dasht , gharibeo ashna vali hala ... nemidonam ... delam vaseye in roza tang mishe .

 

سلام دوس جون
به همین زودى چهار سال گذشت . یادته اولا که پام و گذاشتم تو این کشور غریب نمى تونستم فارسى تایپ کنم و مجبور بودم که پینگیلیش بنویسم الان هم مجبور شدم ... دوس جون دلم خیلى گرفته ، یادمه وقتى داشتم میومدم هند دوس نداشتم بیام تو این غربت ، ولى حالا که باید برم ایران دیگه نمیتونم ، دلم واسیه این روزا خیلى تنگ میشه ، بنگلر پیرم کرد ولى منو شیفتیه خودش کرد ، بهترینها و بدترین ها رو پیدا کردم .، بهترین تجربه هایه زندگیم رو به دست اوردم .،. این وبلاگ رو ساختم که از سفرم بنویسم ولى کم اوردم ... تو این چند ساله اخیر هیچى جز چندتا شعر ننوشتم ، ، گرچه شعرها خبر از حال زارم میداد ولى خب ،.،. هیچى به پایه درد و دل نمى رسه، یادم مى یاد وقتى که پام و از ایرن گذاشتم بیرون این وبلاگ کلى خواننده داشت ، غریبه و اشنا ولى حالا ...
نمیدونم ...
دلم واسیه این روزا تنگ میشه . ...

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




یکشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٧

یه دوستی ساده

 

وقتی که می رفتیم با پای پیاده
گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده
هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه
یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده
ساااااااده ده ده ده ده ده ده ....
ده ده ده ده ده ده

این بارونه چشمام تمومی نداره
آخه دلم برای تو یه بیقراره قراره قراره

گفتی نمی خوامت عاشقت نمیشم
گریه هاتم دیگه برام فایده نداره

دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردم
اینجوری عاشقت بشم
ولی دیدی که عاشقت کردم

اما من واسه تو میمردم
دوسم نداشتی غصه می خوردم
آخرش دل تو رو بردم
آخرش دل تو رو بردم

گفتی منو می خوای چی کار تنها برو هر جا می خوای برو

واسه تو میمردم غصت و می خوردم
یواشکی عکست و با خودم می بردم،می بردم،می بردم
تا صبح میشستم کنار عکست
بیدار میموندم غصت و می خوردم

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




شنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٧

غریب روزگارم

 

اخ که چقدر دلم واسیه مسافر کوچولویه وجودم تنگ شده .
شاید خیلی وقته که گلم رو گم کردم ولی اینم خودش یه جورش دیگه .

 

 

خالق هستی نظر کن من غریب روزگارم
باغبانم را خبر کن تا ببیند برگ و بارم
بی کس و دور از دیارم من غریب روزگارم
باغبانم را خبر کن تا ببیند برگ و بارم
خلوت پر عشق من پر شور من پر حال من
آن مستی احوال من کو
روز من کو شام من ماه من کو سال من
آن اختر اقبال من کو
پیری رسید از ره و زین جان توان رفت
فریاد بی کسی به دل آسمان برفت
مویم سپید گشت و چه گویم ز بخت خویش
دوری بشد کز آتش این دودمان برفت
ای زمین نفرین بر این بد گردشی های تو بادا
ای زمان آتش به این امروز و فردای تو مبادا
من کی از دست تو راحت می شوم
راهی شهر محبت می شوم
من چه هنگامی به یاران می رسم
فارغ از این کنج عزلت می شوم

 

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




شنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٧

غصه نخور

 

 

ماهه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره
دنیامون یه عالمه آدمه خوب و بد داره
ماهه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن
همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن
ماهه من غصه نخور مثل ماها فراوونه
خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه
ماهه من غصه نخور گریه پناه آدماس
ترو تازه موندن گل ماله اشک شبنماس
ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه
ماهه من غصه نخور خیلیها تنهان مثل تو
خیلی ها با زخمای زندگی اشنان مثل تو
ماهه من غصه نخور زندگی خوب داره واسش
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت
ماهه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا
هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




پنجشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٧

حمایت .

 

واسه چی ؟
واسه کی ؟
از کجا ؟
چطوری ؟
راه بی انتها ... 
کار بی جواب ...


neda farsi

پيام هاي ديگران ()




دوشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٦

نقاب بی صدا

 

http://photos.viczhang.com/images/20051102221209_20051103-mask.jpg

وقت روحانی گریه از تو ختم التهابه
اون که روبروت می خنده خود من نیست یه نقابه
بارش رباعی هر سو حتی ایثار ترانه
همه در وصف تو بوده وصف من شرح عذابه
به من این بختو ندادی تا گرفتار تو باشم
اون قدر بمیرم از تو تا تو دنیای تو جا شم
سهم من از ما همینه یه نقاب بی صداشم
سهم من از ما همینه وسط بازی رهاشم
نمی تونم تا همیشه پشت این نقاب باشم
تو به اندازه طغیان من قده حباب باشم
من همه حراسم اینه منو بازنده ببینی
حتی در موقع مرگم تو به سوکم ننشینی

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]