مسافرِ کوچولو 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


neda farsi


نویسندگان
neda farsi
 

آرشیو من
دی ۸٩
خرداد ۸٩
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
شهریور ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
بهمن ۸۳
آذر ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
 

temp-designer

 

 

پنجشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٦

عزیزم

 

Image and video hosting by TinyPic

عزیزم توجاده فدا شدن
اونکه هرگز نمی شه خسته منم
اونیکه با صد امید و آرزو
دلشو بسته به عشق تو منم 
آخه تو پاک و نجیبی
تو یه احساس عجیبی
نکنه فرشته ای تو
تا ندای عشق رسید بر من
شوق زندگی دمید بر من
می خوام تو دریای چشات تا جون دارم شنا کنم
می خوام حساب خودمو از عاشقا جدا کنم
فدا شدن برای تو دلیل زنده بودنه
می خوام عشق و جنونمو لایه قصه ها کنم 

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




چهارشنبه ۱۸ مهر ،۱۳۸٦

همه چی از یاد آدم می ره

 

Image and video hosting by TinyPic

همه چی از یاد آدم می ره
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت .
جیرجیرک با گلوی من می خوند.
شاپرک با پر من پر می زد .
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد .
مست می کردم من با زنبور ، از گس عطر گل بابونه .
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز .
هاله بودم در صبح ، گرد چتر یاس .
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب .
نور بودم در روز ،
سایه بودم در شب .
خود هستی بودم ،
روشن و رنگی و مرموز و دوان .
من عفریته مرا افسون کرد
مرا از هستی خود بیرون کرد .
راز خوشبختی آن سلسله خاموشی بود
خود فراموش بود.
چرخ و چرخیدن خود با هستی
حذر از دیدن خود در هستی .
حلقه افتاد پس از طرح سوال .
ابدی شد قصه هجر و وصال.
آدمی مانده و آیا و محال .
بیکرانه است دریا
کوچیکه قایق من

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




پنجشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٦

...

 

nedajonam

چقدر خوبه که آدم شاد باشه .
چقدر خوبه که به وقتش ,
هم غصه بخوري
, هم بخندي , هم گريه کني ...
ميدني دوس جون همشون يجور هنرند . هنري که داشتنش غنيمت هميشه وقتي به گذشته فکر کردم ساعتها رفتم تو فکر ميدوني به گذشتم افتخار ميکنم , به خودم افتخار ميکنم , شايد يه جور خودخاهي باشه ولي دوسش دارم . بعضي وقتي منو به خنده واميداره , بعضي وقتي به گريه .. از اونجاش خوشم مياد که به من اجازه ميده بفهمم چه  اشتباهاتي کردم و کجاها خوب بودم يا بد .. سعي ميکنم درستش کنم . خوب , به راهه خوب ادامش بدم . اگه بشه که خيلي خوب ميشه واسه همين سعي ميکنم

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




یکشنبه ۸ مهر ،۱۳۸٦

تولدم مبارک

 

Image and video hosting by TinyPic

يه چيزي هست که نميدونم چيه ...
فقط ميدونم عجيبه ...
يه حس عجيب ...
يه حال و هواي عجيب ...
وقتي بر ميگردم پشت سرم و نگاه ميکنم اينقدر دلم مي گيره که نگو , يه چيز مياد جلو چشمام که ديگه نميخوام جلو تر برم , يه حس عجيب .. من عاشق تولد بودم , تولده خودم , تولده هر موجوده زنده و هر  موجوده  بي جون .. تولد برام خيلي زيبا بود , يه شروع بود , اينقدر قشنگ بود که خيلي وقتي زيباييش منو اينقدر محو خودش مي كرد , که ساعتها مات و مبهوتش مي شدم ...
ولي حالا , حالا نميدونم اين حس چيه که ممکنه از تولد ديگرن يا تولد چيزاي ديگه خوشحال بشم ...
ولي وقتي به خودم ميرسه نميدونم دوست ندارم تولدم بشه ...
نميخوام اون روز بياد ...
نميتونم اون روز و تحمل کنم ...
نميتونم اون روز نفس بکشم ...
نميدونم الان دو ساله ديگه نميخوام متولد بشم .
يکي از دوسجونام ميگه پير شدي  .. ها ها ها ..
كاش پير شده بودم , ولي نه اين حس حسه پيري نيست .. با اينکه اين حس قشنگ نيست . ولي دوستش دارم . برام قشنگه , نميدونم ولي عجيبم هست ...
ميدوني اين حس از اون حساس که من ميدونم چيه و راه درمونشم ميدونم ولي نميتونم , از اون سئوالاست که جواب تو دستته ولي نميشه يه جايه کار جور در نمي ياد

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




چهارشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٦

عادت

 

چهار روز ديگه ميشه چهارمين سالگرده تولدم که دور از مامان و بابام هستم .. نميدونم چه حسي دارم , ميدونم يه حس عجيبه نه خوشحال نه ناراحت , حتي بي حسم نيستم , يه چيزه عجيب . ميدني دوس جون سخته دور از اونا بودن ما که ديگه عادت کرديم ولي خوب اينم يه دروغه...جاشون خيلي خاليه

Image and video hosting by TinyPic

توي راه عاشقي فرصت ترديدي نيست
ميدوني تو قلب من نقطه ي تزويري نيست
گريه ي شبونه رو جز تو كه تسكيني نيست
مثل اين شكسته دل هيچ دل غمگيني نيست
به تو نفرين دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت كردي
منه آزاده ي مغرور و ببين
تو چطور بنده ي عادت كردي

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




یکشنبه ۱ مهر ،۱۳۸٦

ارزش

 

Image and video hosting by TinyPic

ميدوني دوس جون
معني يه ارزش چيه ارزشه يه دوست واسيه آدم ارزشه تو واسيه ديگران من هميشه همه دوس جونام رو دوست داشتم و دارم . ولي خيلي وقتي نتونستم به خيلي هاشون بگم چقدر واسم ارزش دارن .
نميدونم اسمش چيه غرور يا سنگ دلي , شايدم يه چيزه ديگه ... 
دلم واسيه دوس جونايي که ديگه ازشون خبر ندارم خيلي تنگ شده . هميشه براشون کلي آرزو خوب دارم ... 
چي مي شد فاصله معني نداشت خيلي وقتي دلم واسشون ميتپه ولي افسوس که نمي تونم بشون بگم .
هيچ نشوني ازشون ندارم يا بعضي ها هم که نشوني ازشون دارم رويي ندارم واسيه نشون دادن احساس خودم  ...  اونا ماله گذشته بودن و همون حسي که نميدونم اسمش چيه جلوم رو مي گيره که نشوني ازشون نگيرم .
بعضي وقتي بي خبري هم واسيه خودش عالمي داره ... 
ولي خوشهالم اينجا ميتونم بگم خيلي دوستشون دارم و دلم واسشون تنگ شده همشون همه دوس جونايه کودکيم تا همين حالا همشون ...

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]