مسافرِ کوچولو 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


neda farsi


نویسندگان
neda farsi
 

آرشیو من
دی ۸٩
خرداد ۸٩
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
شهریور ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
بهمن ۸۳
آذر ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
 

temp-designer

 

 

پنجشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸۳

صبر

 خيلی بده که ادم عزيت بشه ولی بروي خودش نياره
من نميخوام از خودم تعريف کنم ولی خيلی صبورم تويی که منو ميشناسی حرفم رو تاييد
يا تکذيب کن؛ولی دوس جونم ادم،ادمه يه وقت ميرسه که ديگه صبرش تموم ميشه ميرسه
اخر خط،ميدونی اون اخر خط هم برايه خودش اوليه، زيادن اين اولا.من تاحالا صبرم تموم نشده
و نميزارم که تموم بشه ، هيچ کس هم نميتونه کاری کنه که صبر ندا تموم بشه..
تويی که بدت مياد بهت بگم دوس جون يا تو که خودت نميدونی داری عزيتم مي کنی يا تو که منو نميشناسی يا... سعی نکنيد که کاسيه صبرم لبريز بشه.چون مطمئن باش موفق نميشی
من ندا هستم.
کاشکی اول ها بعد از اخرها نبودf">

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]