مسافرِ کوچولو 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


neda farsi


نویسندگان
neda farsi
 

آرشیو من
دی ۸٩
خرداد ۸٩
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
شهریور ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
بهمن ۸۳
آذر ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
 

temp-designer

 

 

یکشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸۳

لاله واژگون

 

دو سه سال تو اين فصل يه چيز منو خيلي خوشهال ميكرد،شايد خندت بگيره ولي من با گرفتن يه شاخه گل كلي كيف ميكردم كه حقاٌ اين كيف برايه خوده خودم بود. من عاشق گلها هستم چن وقتي يه که شيفتيه گل لاله واژگون شدم اين گل با اون ايستادگيش سر به زيره و تمامه زيبايی هاش رو در باطنش نگه داشته اگه خم شی و از پايين نگاش کنی تازه شايد بفهمی که اين گل چقدر زيبا و توداره،البته اون ظاهره زيبايی هم داره وسعی ميکنه همه جوره خودش رو نشون بده،من دوستش دارم به خاطره خيلی چيزها...
هر سال دوستم،عزيزم،يک شاخه برام ميگرفت هنوز اون گلايی که از ۲سال پيش بهم دادی رو دارم راحله جون،دوستت دارم نه بخاطر لاله واژگون بلکه دوستت دارم بخاطر...،راحله جون اين حرفا ستايشی بود از لاله واژگون و بهونه يی برايه گفتن دوستت دارم به تو
{من هم رو دوس دارم اونقدر که خودشون برايه خودشون عرضش قاعل باشن}

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]