مسافرِ کوچولو 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


neda farsi


نویسندگان
neda farsi
 

آرشیو من
دی ۸٩
خرداد ۸٩
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
شهریور ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
بهمن ۸۳
آذر ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
 

temp-designer

 

 

چهارشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸۳

بی معرفت

 

چند وقتيه که بيمرفت شدم از کسايی که دوستشون دارم دير به دير خبر ميگيرم و وقتی رو که روشون ميزاشتم رو ديگه نميزارم ميدونی کسايی که من براشون شدم بيمعرفت اکثراَ دستشون به اين بلاگ نميرسه چنتايی هم که دستشون ميرسه دوس ندارم حرف منو باور بکنن اخه اين ادم بزرگا با چشم سره که همه چی رو ميبينن و ندا هم ازشون هيچ انتظاری نداره...

من دارم ميرم تو يه ديار غريب(خودم خواستم و هيچ شکايتی توش نيس) ميدونی دوس جون تو داری فقط يه ندا کوچولو رو از دس ميدی(البته منظورم اينه که يک سالی،شايد بيشتر شايد هم کمتر نميبينيش)ولی ندا کوچولويه من نميخواد که تو حتی جايه خاليه ينفر رو حس کنی.برايه همين پيش خودش فکر ميکنه که يکم بدی لازمه حالا به درست و غلتش کار نداريم.ولی ندا کوچولويه من ادم بدی نيس...

...باور کن دوستت دارم حتی اگه بدونم روزی دشمنم بودی يا هستی يا خواهی شد...

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]