مسافرِ کوچولو 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


neda farsi


نویسندگان
neda farsi
 

آرشیو من
دی ۸٩
خرداد ۸٩
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
شهریور ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
بهمن ۸۳
آذر ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
 

temp-designer

 

 

سه‌شنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٩

خلوت قدیمم

 

چقدر اینجا غمگینه ..

بعد از کلی وقت اومدم یه سری به خلوت قدیمم بزنم دیدم بد جور خاک روش نشسته شروع کردم اول ایینه وجودش رو پاک کنم که یهو خشکم زد اونی که تو اینه دیدم خیلی عوض شده ..

اول ترسیدم نگاش کنم ولی یکم که دقیق شدم دیدم باید باهاش کنار اومد ..

سعی کردم بهش نزدیک شم ولی ازم دور شد ..

با خنده شیطنت امیزی بهم گفت : من دیگه تنها نیستم هم سفر دارم ..

خوب که بهش نگاه کردم دیدم هنوز ...

 

 

neda farsi

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]