خلوت قدیمم

چقدر اینجا غمگینه ..

بعد از کلی وقت اومدم یه سری به خلوت قدیمم بزنم دیدم بد جور خاک روش نشسته شروع کردم اول ایینه وجودش رو پاک کنم که یهو خشکم زد اونی که تو اینه دیدم خیلی عوض شده ..

اول ترسیدم نگاش کنم ولی یکم که دقیق شدم دیدم باید باهاش کنار اومد ..

سعی کردم بهش نزدیک شم ولی ازم دور شد ..

با خنده شیطنت امیزی بهم گفت : من دیگه تنها نیستم هم سفر دارم ..

خوب که بهش نگاه کردم دیدم هنوز ...

 

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
یاسی

سلام شب یلدا رو10000000000000000000000بار دیدم وعاشق این فیلم هستم وبلاگ قشنگی ذاری تبریک میگم

یاسی

مطلب نمیزاری رفیق چی شده!!