همه چی از یاد آدم می ره

Image and video hosting by TinyPic

همه چی از یاد آدم می ره
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت .
جیرجیرک با گلوی من می خوند.
شاپرک با پر من پر می زد .
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد .
مست می کردم من با زنبور ، از گس عطر گل بابونه .
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز .
هاله بودم در صبح ، گرد چتر یاس .
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب .
نور بودم در روز ،
سایه بودم در شب .
خود هستی بودم ،
روشن و رنگی و مرموز و دوان .
من عفریته مرا افسون کرد
مرا از هستی خود بیرون کرد .
راز خوشبختی آن سلسله خاموشی بود
خود فراموش بود.
چرخ و چرخیدن خود با هستی
حذر از دیدن خود در هستی .
حلقه افتاد پس از طرح سوال .
ابدی شد قصه هجر و وصال.
آدمی مانده و آیا و محال .
بیکرانه است دریا
کوچیکه قایق من

/ 4 نظر / 6 بازدید
دكتر مجتبي كرباسچي

سلام صاحبدلان این سایت مجموعه گرد آوری اشعار عارفانه و عاشقانه شعرای قدیم وجدید است وا امروز بروزم با اشعار : "مجنون دل افكار " و " مجنون جگر خون"بروزم. منتظر حضور سبز ونظرتان هستیم دکتر مجتبی کرباسچی

خانم نويسنده

خدا حسين پناهی رو که کسی حرفهای بامعنی اش را نفهمید رحمت کند . موفق باشی .

سنگ صبور

سلام ادبيات ايران همون زبان فارسی خودمون زبان دله موزون موسيقائی و دلنشين

rainyheart

سلام.چطوری عزیز؟عیدت مبارک.چقدر قشنگ بود.کلی کیف کردم.ناقلا نگفته بودی.