خاطره

nedajonam
توي اين شهر فرنگ
ميون اين همه رنگ
خاطره گذشته ها
به دلم مي زنه چنگ
خاطره مادر بزرگ
قصه بره و گرگ
قصه بود و نبود
قصه آتش و دود
دل به هواي ياد گذشته پر ميکشه
لحظه به لحظه به خاطراتم سر ميکشه
چه سنگينه انتظار
چه غمگينه انتظار
ديدن شهر و ديار
يادم مياد که اون روزا حرفا همه کلام عاشقانه بود
تو هر صداي آشنا قصه اشنا قصه عشق حکايت ترانه بود
 مي خوند مي خوند
خوشاي کاکل طلائي
زري پوشاي خدايي
بگين با دلبر من
نگين انگشتر من
چقدر سته جدايي
خوشهاي گندم دسته دسته دسته
جونوم به جونتون بسته بسته بسته
شاخ گلم

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد

سلام خوبی مهربون آره بيشتر وبلاگ ها بسته شدن يا ديگه نمی نويسن ولی من يه چند وقت يه بار مينويسم خوشحال شدم اومدی مواظب خودت باش مرگ ارام..........

ندا

و زندگی ادامه می یابد در حنجره ی مردی که عشق را فریاد می کند در کوه تنهایی و دست زنی که چراغ یادی را می برد به تالار آینه ها تا بیاویزد چلچراغی رویای قشنگیه مگه نه ؟؟؟

سنگ صبور

شکر شکن شوند همه طوطيان هند زين قند پارسی که به بنگاله می رود

rainyheart

سلام عزيز دل.قالب جديد مبارک

مهران

سلام. مطالبت جالب بود به وبلاگ بدون بازديدكننده من هم سر بزن. ممنون

سنگ صبور

غصه هم ، خواهد رفت آنچناني كه فقط ، خاطره اي خواهد ماند لحظه ها عريانند به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آئينه ، نه آئينه ، به تو خيره شده ست تو اگر خنده كني ، او به تو خواهد خنديد و اگر بغض كني آه از آئينه دنيا ، كه چه ها خواهد كرد !!!

parsa

Ma enssanha adat kardeh eim hame chiz ra bekharim ,, Amma chon hich maghazeye doossst ra nemiforoshad ma mandeim bi doosst , bi eshgh , *mossafer kocholo*

الهه

ما که شب يلداتو نديديم اپ کردی اف بزار بای